از خدا می خوام بدون تو زنده نباشم

رو قلبم پا می ذازی؟

میگی مهم نیست

amin akhavan - mohem nist

 

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯿﺸﯽ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﮔﯿﺠﯽ، ﺩﺳﺘﺖ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﻪ


ﮔﻮﺷﯿﺖ ﮐﻪ sms ﺑﺪﯼ : ﺻﺒﺢ ﺑﺨﯿﺮ ﻋﺰﯾـــــﺰﻡ :


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺖ ﻭﺍﺳﻪ sms ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻬﺶ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺍﻭﻧﻢ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ


ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ !!!


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺸﻨﻮﯼ ﺩﺍﻍ ﺩﻟﺖ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯿﺸﻪ .....


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﺑﻬﺶ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻪ ...


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺸﻨﻮﻡ ﺍﺯﻭﻥ ﺍﺯﻡ ﺑﭙﺮﺳﯿﻨﺎ ..


ﺍﻣﺎ ﮐﺎﺭ ﺩﻟﺖ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯿﺸﻪ !ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ

 

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ


ﻋﮑﺴﺎﺷﻮ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿﻮ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ ..


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺩﺳﺘﺖ ﻣﯿﺮﻩ ﺭﻭ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﮐﻪ ﺯﻧﮓ


ﺑﺰﻧﯽ ... ﻧﺰﻧﯽ .... ﺑﺰﻧﯽ ... ﻧﺰﻧﯽ ... !!!


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺎﺯﻡ ﺑﻬﺶ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯽ .. ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﯽ


ﺍﻭﻥ ﻫﻤﻪ ﺗﺤﻘﯿﺮﻭ ... !


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﻫﯽ ﻋﮑﺴﺸﻮ ﺟﻠﻮ، ﻋﻘﺐ ﻣﯿﺒﺮﯼ ﻭ ﻣﯿﺒﻮﺳﯿﺶ !!!


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﯾﻪ ﺑﭽﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﯾﺎﺩ ﻗﺪﯾﻤﺎ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻔﺖ


ﺑﭽﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﺑﺮﻩ، ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ !!

 

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺻﺪﺍﺵ ﻟﮏ ﺯﺩﻩ !


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺷﺒﺎ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺧﻮﺍﺑﺖ ﻧﻤﯿﺒﺮﻩ .. ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﮕﯽ ﯾﻌﻨﯽ


ﺩﺍﺭﻩ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ؟


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﻪ


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭﯼ ﻃﺮﻓﺶ ﭼﻪ ﺷﮑﻠﯿﻪ ...


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺪﻭﻧﯽ ﺍﻻﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﻭ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ ....


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﭼﻘﺪﺭﺭﺭﺭﻣﻬﻤﻪ !!


ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﭘﺲ ﻧﮕﻮ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ !


ﺑﮕﻮ ﻣﻬﻤﻪ ﺍﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم شهریور 1393ساعت 16:59  توسط بی تو غریبم  | 

هوای گریه دارم

هوای گریه دارم امشب دلم گرفته


اینقده هق هق زدم ببین صدام گرفته


این شبا به جای تو با خودم حرف میزنم


با مرور خاطراتت به خودم زخم میزنم


این روزا با کی میخندی وقتی تو گریه میسوزم


حتی با وجود این درد  من به فکرتم هنوزم


پلکای خسته و بی خواب خبر از حال بدم داشت


تنها عکس تو کنارم که منو تنها نمیذاشت


تو خیابونا چقد تنهایی قدم زدم


تو خیالم تورو بخشیدم و باز بهم زدم


باورم نمیشه که اینقد ازم دور شدی


نگو قسمت این بود نگو مجبور شدی


این روزها با کی میخندی....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت 20:6  توسط بی تو غریبم  | 

خدا کنه دوم نیارم امشب

خدا کنه دوم نیارم امشب تو بغض این شب های گرگ و میشی


خدا کنه بمیرمو نباشم وقتی عزیز یه غریبه میشی تو لباس


عروس چه شکلی میشی وقتی که دستتو بغل گرفته چه


شکلی می بوسه تو رو عزیزم وقتی لبات طعم عسل گرفته


با گریه عکستو بغل می کنم دارم خدا خدا می کنم خدا کنه


بمیرمو نباشم دارم برای تو دعا می کنم..


خدا کنه همیشه خوشبخت بشی مثل من از زندگی سیر


نشی خدا کنه بمیرمو نباشم اللهی که به پای هم پیر بشید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392ساعت 14:22  توسط بی تو غریبم  | 

حقیقت داره یا خوابه؟؟؟؟؟

0.318008001355755417_jazzaab_ir.jpg

 

حقیقت داره یا خوابه که دست هات تو دست هاشه محاله اون نمی تونه

 

مثل من عاشقت باشه باهاش خوشبخت آرومی سرت روی شونه ی اونه

 

یه روزی مال من بودی ولی اینو نمی دونه،نمی دونه که دست تو دست های

 

منم بوده بهش بگو که آغوشت یه وقت جایی منم بوده....

 

بگو چی بین ما بوده سر عشقت چی ها آوردی اونم حرفهات باور کرد

 

واسه اونم قسم خوردی منو یادت میاد یا نه همون که عاشقش بودی

 

چقدر راحت یکی دیگه جامو پر کرد به این زودی چقدر راحت

 

حقیقیت داره یا خوابه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1392ساعت 15:56  توسط بی تو غریبم  | 

عادت

 


نفس نفس زدم تو رو مثل هوا شدي برام که بودنت حياتيه توي همه ي

 

خاطره هام واسه تو شونه هاي من يک تکيه گاه محکمه ولي بدون تو

 

فقط تنها پناه من غمه...

 

اينجوري که سردي باهام بدجور دلم رو ميشکني يه مدته با طعنه هات

 

قلبمو از جا مي کني ميونه حرفهات اين روزها حرف جدايي مياري تو که

 

ميگفتي غير من هيچ کسي رو دوست نداري مثل شمع مي سوزمو

 

هيچي به روت نميارم بدتر از اين هم که بشي کسي رو جات نمي ذارم

 

از تو و جز دست هاي تو دست به هيچکي نميدم من همه ي  آرزوهام

 

تو چشم هاي تو مي بينم...

 

چقدر قشنگ و بي صدا اشک هام مياد رو گونه هام نمي دونم به کي بگم

 

عشقم چقدر سردي باهام آرزومه يه بار ديگه سر بذاري رو شونه هام

 

نذار خيال کنم داري بهم خيانت ميکني يا که داري به زندگي بي من عادت

 

ميکني...

 

ببينم که بغض کردمو ببين که ابري چشم هام تو که نباشي روز و شب

 

گرفته حال و هوام شکسته بغضمو مي خوام تو برام بازش کني چقدر

 

عاشق اينم که فقط اسممو صدا کني..................

 

دیگه داری یواش یواش از منو قلبم رد میشی دیگه داری بدون من بد بودنو

 

بلد میشی دلت می خواد من نباشم تو این روزهای بی کسی داری صدامو

 

می شنوی به دادم هم نمیرسی......................


 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1392ساعت 17:13  توسط بی تو غریبم  | 

بی تو من نمی تونم

سلام این مطلبو بخاطر  کسی نوشتم که دوستش دارم


تو رو میخوام تو همه لحظه هام بگو عشقم می مونی پا به پام.


وایسا میخوام من بهت بگم تویی عمرم تویی عشق خودم


بی تو من نمی تونم.بی تو من نمی تونم


انگار عشق جدیدم رفته تو قلبو و جونم زبونم داره می گیره


که نمی تونم بگم. همیشه عاشقت منم بگم عشق تو وصله


به تنم اگه دیونه ام بی تو نمی تونم بمونم.


طمع شیرین بودن با تو پر کرده همه ی دنیامو با عشق تو


دیونه م می دونمممممممممم تویی قلبمو و جونم


دوست دارم تا همیشه هرجا باشی تو شب و روز و رویاهام


من با عشق تو زنده ام می دونمممممم از تو گرمه نفسهام


 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392ساعت 14:57  توسط بی تو غریبم  | 

چگونه فراموشت کنم تو را

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

چگونه فراموشت کنم تو را که از خرابه های هرزگی به قصر سفید عشق

 

هدایتم کردی و عاشقی بی قرارو یاری باوفا برای خویش ساختی.

 

آهو بره ی شدی که دوستی گرگ را پذیرفتی و برای اشک های او

 

شانه هایت را ارزانی داشتی و با صداقت عاشقانت دلش را به درد

 

آوردی.

 

چگونه فراموشت کنم تو را که سالها در خیالم سایه ات را می دیدم

 

و تبش قبلت را حس می کردم و به جستجوی یافتنت به درگاه

 

پروردگارم دعا می کردم که خدایا پس کی او را خواهم یافت.

 

چگونه فراموشت کنم تو را که همزمان با تولدت در قلبم همه را

 

فراموش کردم برایم تمامی اسم ها بیگانه شدند و همه ی خاطرات

 

مرده اند.

 

دستم رو به تو می دهم قلبم را به تو می دهم فکرم را به تو می دهم

 

بازوهایم را به تو می بخشم و نگاه هم را به تو هدیه می کنم و

 

شانه هایم که نپرس دگر با من غریبه اند و تمامی لحظه ها تو را

 

می خواهند و برای عطر نفس هایت دلتنگی می کنند.

 

چگونه فراموشت کنم تو را که قلم آبیم را به تو هدیه کردم که حتی

 

نوشته هایت همرهنگ نوشته هایم باشد٬ بیشترها آبی را نمی شناختم

 

بهتر بگویم قبلا با آبی رفاقتی نداشتم  آبی را با تو شناختم و دلم

 

می خواهد که با یاد تو همیشه آبی بنویسم دستت را به من بده

 

فکرت را به من بده سرت را به روی شانه هایم بگذار ٬ و بگذار عطر

 

نفس هایت را میانه هم قسمت کنیم.

 

عزیز راه دورم بی تو چه سوت و کورم بی تو به مفت نمی ارزم به دنیا

 

به زیر قرضم قربونت برم الهی شاپرک سفیدم روزنه ی امیدم خورشید

 

دل طلایی قصیده ی رهایی حالا که حرف دلو راه دل هامون یکی شد

 

آسمون پر ستاره مون یکی شد هرچی که دارم مال تو باقی عمرم مال تو

 

شعرهای عاشقانه ام اگه نمرده م مال تو٬ مال و منالی ندارم اما ستاره ها

 

رو هرچی شمرده م مال تو توی قمار زندگی هرچی که باختیم به پای من

 

هرچی که بردم مال تو .

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1391ساعت 15:58  توسط بی تو غریبم  | 

چه خوبه عاشقی اما فقط با تو


چه خوبه عاشقی اما فقط با تو، ببینم هرشب رویای چشم هاتو

چه احساس قشنگی من به تو دارم چقدر خوبه که می دونی

دوستت دارم.

چه خوبه اینکه حالم رو تو می دونی  همه حرفهام از تو چشام

تو می خونی تو دلواپسی هام هستی کنار من می دونم قدر این

عشقو تو می دونی.

چقدر خوبه که تو آرومی چقدر خوبه  همش تو جلوی چشمامی

تو دنیامی نفس هامی چقدر خوبه  هر لحظه تو رویامی.

چه خوبه که باز هستی چراغ من توی تنهای هام میای سراغ من

برای قلب غمگینم تو رویای نباشی می میرم تو اوج تنهایی.

چقدر خوبه که دوستت دارم نباشی دیگه دنیا بی تو دلگیره چشام

هرشب توی خوابم سراغ چشم های ناز تو رو می گیره.

تقدیم به بهترین آبجی دنیا

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1391ساعت 23:50  توسط بی تو غریبم  | 

عمو عباس


 

عمو مردونگی کردی برامون عمو واسه محبت هات ممنون

 

عمولب تشنه توی انتظاریم ولی طاقت زخم هاتو نداریم

 

عمو خیلی برات گریه کردیم تمام تشنگیمون یادمون رفت

 

فرشته ها برات ماتم گرفتند عمو از کربلا به آسمون رفت

 

ای وای عمو تنهاست قیامتی اینجاست دیگه امیدی نیست

 

یا حضرت عباس.

 

یک پهلوان می خواد پیش ما برگرده روی تنش زخمه توی دلش

 

درده. عمو زمین افتاد دل خدا لرزید اون قدو قامت رو میشه مگه خندید.


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1391ساعت 9:40  توسط بی تو غریبم  | 

پ نه پ

 

    از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن،  طرف میگه بفرستم واستون؟؟؟


    میگم پ نه پ آپلود کن لینکش رو بده دانلود میکنم.

 

    رفتم خونه دیدم ماهی از تنگ افتاده بیرون،داداشم میگه یعنی مرده؟


    میگم پـَـَـ نَ پـَـَــ دوگانه سوزش کردم وقتی آب نیست با هوا کار میکنه

 

    دارم سیگار میکشم مامور اومده میگه داری سیگار میکشی؟ میگم پَـــ نَ پَــــ دارم


    علامت میدم سرخپوستای قبیله بغلی بفهمن ما اینحائیم. گفت پدر سگ اهل فیسبوکم که هستی سوار

شو بریم....


    گفتم کلانتری ؟ گفت پَـــ نَ پَــــ بریم قبیله بغلی بگیم آوردیمت، لازم نیست دیگه شما تو زحمت بیوفتین.

 

    بابام از اداره زنگ زده خونه بعد کلی احوال پرسی میگه معین خودتی؟ میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ به سیستم

تلفنباک بانک تجارت خوش آمدید برای پرداخت قبوض شماره 1،برای اطلاع از موجودی حساب شماره 2....گفت

زهر مار و قطع کرد. دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق منم پای پـَـَـ نــه پـَـَــــ بودم گفت اگه یه بار دیگه بگی پـَـَـ

نــه پـَـَــــ دیگه تو این خونه نمیخوابی....گفتم یعنی بیرونم میکنی بابا؟ گفت پَـــ ن پَــــ خونه رو عوض میکنم بزغاله

به پسرخاله ام می گم تب کردم میگه: اِ؟ مریض شدی؟ می گم پـَـــ نــه پـَـــ دمای بدنمو بردم بالا ببینم فنش

کار میفته یا نه !

هواپیما داشت سقوط میکرد یارو میگه داره سقوط میکنه؟ پ نه پ داره واسه نماز نگه میداره.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 1:13  توسط بی تو غریبم  | 

چقدر تنهایی بی رحمه

چشام دریایی بارونه زمان ما رو جدا کرده

هوایی سرد تنهایی سر این بغض رو باز کرده

سیاه می پوشم این روزها می شم همرهنگ

شهر غم تو این روزها دلم می خواد بمیرم پای تو هر دم

واسه فهمیدن حالت باید دریایی شه حالم باید از تشنگی رد شم

به این احساس می بالم واسه فهمیدن حالت که دل تنگی رو می فهمه

باید خالی بشه پشتم چقدر تنهایی بی رحمه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391ساعت 15:45  توسط بی تو غریبم  | 

پر دردم

ای خدا باز دلم گرفته بگو که عشق من نرفته،

 

چی از من شنیده گذاشته و رفته چی میشه

 

برگرده.

 

پر دردم پر دردم واسه عشقت چی ها که کردم

 

همه عمرم فدا کردم وفا از عشقش ندیدم

 

پا گذاشتی تو رو احساسم گشتی تو عشقو تو

 

قلب من چی از من شنیدی گذاشتی و رفتی

 

می دونم نمی خوای برگردی ...

 

پر دردم پر دردم واسه عشق چی ها کردم توبه کردم

 

توبه کردم کی دیگه عاشق نباشم

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1391ساعت 21:58  توسط بی تو غریبم  | 

بیاد آن روزها افسوس

از زندگی سه چیز آموختم از عشق رسوایی و از دوست بی وفایی و از شب تنهایی

رسم بی وفایی از آدم هاش نیست دنیا بی وفاست

بی تو در خلوت شب ناله می کرد دل من

                                               با هر ترانه از تو خوندن گریه می کرد دل من

دیگه تنها تر از این نمیشه باشم می دونی

                                              سخته از تو جدا شم اینو می دونی

به دلم وعده دادم که چشات مال منه

                                               بخدا دوستت دارم این دیگه حرف آخره

                                     گریه و غم

وای چه سخته برای من بی تو می میرم

                                  دونه دونه اشک های من مثل بارونند بی تو می ریزند

چشم های من انگار فقط تو رو می بینند بی تو می میرند

                                    گریه نکن همین چه زیباست آخر قصه خدانگهدار

                                 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 10:11  توسط بی تو غریبم  | 

عشق

هميشه از خودم مي پرسم چرا اونهاي كه دم از رفاقت مي زنند

 

توي لحظه هاي بي كسي قيدت رو راحت مي زنند.

 

كاشكي دوستي آدم ها مثل دوستي چشم و دست بود اگه دقت

 

كرده باشيد هر عضوي از بدنمون درد بگيره به جاش چشمامون كه

 

گريه مي كنه يك وقت چشم گريه مي كنه اين دسته كه مياد اشك

 

چشم رو پاك مي كنه.

 

يك روز از رفيقم پرسيدم نظرت در مورد عشق چيه؟عشق

 

غم داره ياشادي؟

 

 رفيقم گفت عشق نه غم داره نه شادي عشق فقط انتظاره

 

من بارها به خودم مي گم توي طلوع يك دوست خوب هيچ

 

وقت غروبي نيست پس زندگي كن بخاطر كسي كه دوستش

 

داري اما از همه ي اينها كه بگذريم كاش مي شد به زماني

 

برمي گشتم كه تنها غم زندگيمون شكستن نوك مدادمون و

 

تركيدن بادكنكمون بود شايد نقاش خوبي نباشم اما تمام

 

لحظه هاي بي تو بودن رو درد كشيدم تو نبودي تا ببيني از غم

 

نبودن تو چي كشيدم .

 

مي بيني وقتي توي بازي فوتبال كسي زمين مي خوره داور

 

سريع به طرفش ميره و بهش ميگه مي توني ادامه بدي؟

 

كاش زندگي مثل بازي فوتبال بود تا زمين مي خورديم يكي

 

مي اومد و مي گفت مي توني ادامه بدي

 

من هميشه نگاه ديگران رو حس كردم هميشه مردم با

 

ساكت نگاه كردنشون بهم مي گفتند خوش بحالش چقدر شاده

 

چقدر خندونه دل مردم چه مي دونه كه من دنياي دردم

 

آدم تنها نشه نمي تونه بفهمه درد تنهايي چيه البته منظورم از تنهايي

 

اين نيست كه آدم رو تنها بذارند نه منظورم از تنهايي از خود دور شدنه

 

خدا نكنه كسي با خودش تنها باشه چرا كه ذره ذره داغون ميشه

 

هميشه مي گند بهترين روزها رو به كسي هديه كن كه تو بدترين

 

لحظه هات در كنارت بودند اما نه تنها تو بدترين روزها كسي كنارم

 

نبوده بلكه اگه بهترين روزي هم داشتم همون ها خراب كردند

 

خالا فهميديد چرا من غم دارم؟؟؟

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 10:41  توسط بی تو غریبم  | 

نگات یادم نمیره

نگات یادم نمیره که آتیش به جون میزنه آه.....

نگذر از عشق به سادگی نگذر از این دلدادگی

بی تو چجور این زندگی بی تو نمیشه زنده بود

عشق تو قلبم رو ربود ای هستیو ای تارو پود

وای با تو جهنمم بهشت خدا رو قلب من نوشت

تویی کتاب سرنوشت...

اشکم امون نمیده عکساتو یاز ببینم آه..........

برگرد تو ای همه کسم برگرد ای هم نفسم

نیستی و من دلواپسم...

کاش بودی و می دیدی که بی تو چی می کشم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 15:50  توسط بی تو غریبم  | 

کجاست اون خاطرهامون

 

من ازت خاطره دارم چجوری یادت بیارم

                                                           ما روزهای خوبی داشتیم همشون رو جا گذاشتیم

چند روز میشه که رفتی اما انگاری یه ساله

                                                              بیشتر از این نمی تونم بی تو خوشبختی محاله

 کجاس اون خاطره هامون چی شد اون حال و هوامون

                                                          چقدر دل نگرونم واسه ی آرزوهامون واسه ی عشقمون

تو که بی نام نشونی کجا دنبالت بگردم

                                                             چرا من تنها بمونم آخه من کاری نکردم

دیگه طاقتم تمومه کاشکی حالمو بدونی

                                                            دارم از نفس می افتم کاشکی خودت رو برسونی

 

  

                                                

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 10:7  توسط بی تو غریبم  | 

آخه تنهام

نمی تونم خنده کنم دلمو از خوشی ها کنده کنم آخه تنهام

یک آشنا سنگ صبور یک کسی می خواد دیگه دارم خفه

می شم نفس می خوام آخه تنهام آخه تنهام...

روزگار من دیگه به پای اون تباه شده رنگ عشق ما دیگه تیره

شده سیاه شده دیگه تا آخر عمر تنهای تنها می مونم اون که

دیگه یار من بوده رفته و بی وفا شده...

یک روز میاد دلت واسم داد بزنه لبت فقط اسمم رو فریاد 

بزنه باز هم میاد روزی که بارون بباره  بخواد عشق منو یادت

بیاره ولی دیره دیگه عشقت تو قلب می میره ...

دیگه بسمه ناله دیگه چشمام اشکی نداره دیگه عمرم هم

تمام شد دیگه شادی واسم معنا نداره چقدر باید تنها بمونم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 20:45  توسط بی تو غریبم  | 

شب بی ستاره بودن

 

شب بی ستاره بودن شب دوری از چشماته شب بی ترانه موندن شب دور

از نفسهاته.

بخدا بدون چشمات آسمون رنگی نداره کاش بیای منو ببینی توی شب های

بی ستاره.

پر از حس شکستن مثل شیشه های خونه تو بیا ستاره ی باش توی شب های

بی نشونه.

لحظه لحظه دیدن تو واس من یک انتظاره٬ انتظار تا کی غریبه وقتی دلها بی قراره

نیستی اما این یک خوابه که توی بیداری می بینم همه ی ستاره هاتو باید از

شب هام بچینم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 18:17  توسط بی تو غریبم  | 

برای آخرین بار

برای آخرین بار خدانگهدار برو ولی خاطراتم رو نگه دار برو عزیز گریه نکن دلم می گیره فقط

بدون اینجا یکی برات می میره بعد از تو عشق تو دیگه برای من حرومه برو ولی دیگه عمرم تمومه

برو فقط فکر نکنی ترسی ندارم هیچ موقع تنها نمی شم خدا رو دارم.

به تو می گم یک کلمه دوستت دارم یک عالمه برو حرفهات تو گوشمه برو یادت تو دلمه

توی چشمام نگاه نکن دست منو رها نکن دیگه بسه گریه نکن.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 20:8  توسط بی تو غریبم  | 

حقیقت داره یا خوابه

         

                       حقیقت داره یا خوابه

حقیت داره یا خوابه که دستهات توی دستهاشه محاله اون نمی تونه مثل من عاشقت باشه

باهاش خوشبخت و آرومی سرت روی شونه ی اونه یک روزی مال من بودی ولی اینو نمی دونه

نمی دونه که دست تو توی دستهای من هم بوده بهش بگو که آغوشت یک وقت جایی من هم

بوده.

بگو چی بین ما بوده سر عشقت چی ها آوردی اون هم حرفهاتو باور کرد واسه اون هم قسم

خوردی منو یادت میاد یا نه؟؟؟

همون که عاشقش بودی چقدر راحت یکی دیگه جایی منو پر کرد به این زودی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 22:6  توسط بی تو غریبم  | 

آخر الزمان

 «ایرانیان،قوم برگزیده آخر الزمان»+فیلم

 

صحنه ی های تلخ عمرم دیدنیست: مثنوی درد من بشنیدنیست

 

سوزو سرما و عتش بر آبها مردی از جنس خیابانها

 

یک نفر از حرص دنیا در تب است یک نفر فکر غذایی شب است

 

یک نفر از فقر خود غم می مکد یک نفر خون از یتیمان می مکد

 

یک نفر در نان فردا مانده است یک نفر از قافله جا مانده است

 

ماجرا این گشت بعد از جبهه ها ترکش آمد بر سر سجده ها

 

فقر آمد بسترش آمده شد کودکی بی خود ز شهوت زاده شد

 

عده ای بی ابرو بی واهمه عده ای با عطر و بوی فاطمه

 

عده ای اندر طمعه ول می خورند عده ای هم خون از دل می خورند

 

روزگار ما چنین شد بعد جنگ شیشه ی مردی شکست از دست سنگ

 

عده ای از رفتن خود شاکی اند عده ای مردی خود را باختنه اند

 

یا امیر المومنین یک نفر در جمع ما آتش می خورد

 

یک نفر در جمکران غش می کند یک نفر در حرمت یاسین قم

 

یک نفر هرساله فکر اعتکاف یک نفر همواره فکر حج می کند

 

یک نفر یکباره راهش کج کند فقر امد چون عجل بر قافله

 

با سکوتی خسته اما  واهمه

 

مادری بی شیر طفلی در بغل همسرش وا مانده اندر راه حل

 

طفل بی شیر است و هق هق می کند یک نفر از سود کم دق می کند

 

یا ابا الصالح عده ای فکر گناه بعدی اند عده ای در انتظار مهدی اند

 

عده ای فکر قیامت کردند عده ای در مستی عادت کردند

 

عده ای در مسجد اند و کافر اند عده ای خانه نشین و عارف اند

 

عده ای زهر حلاحل می خورند عارف هم مهر باطل می خورند

 

اگه ما آدم بودیم خدا یه بارونی می داد یک جایی حج بره به بی کس ها نونی

 

می داد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 16:57  توسط بی تو غریبم  | 

خدانگهدار عزیزم

     

 

      خدانگهدار عزیزم

 

خدانگهدار عزیزم اما نمیشه باورم توی چشمام نگاه نکن این لحظه های آخرم

 

آخه چطور دلم میاد چشماتو گریون ببینم میرم ولی اینو بدون چشم انتظارت

 

می شینم

 

میرم ولی گریه نکن نذار از عشقت بمیرم شاید تو اوج بی کسی با عکست

 

آرام بگیرم میرم ولی بدون یکی خیلی تو رو دوستت داره یکی که از دوری تو

 

سر به بیابون می ذاره

 

خدانگهدار عزیزم

 

خدانگهدار عزیزم دارم میرم از این دیار اینجا کسی منو نخواست تو هم منو تنها

 

بذار اینجا بودم ولی غریب و بی کسی هیچ کسی نپرسید از کجام مسافرم

 

باید برم گریه نکن خدا نخواست

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 18:41  توسط بی تو غریبم  | 

سکوت تلخ زندگی

 

خیلی ها از دنیا میرن ولی آب از آب تکون نمی خوره ولی بعضی ها هستند که با رفتنشون

 

جیگر خیلی ها رو می سوزنه این یکی از اون آدم هاست که شاید دیگه تو جمع شما لنگش

 

پیدا نشه رفتن حق همه است دست خودت نیست.

 

یک تاقه پارچه مشکی یک آگهی ترهین یک دست گل روی در همیشه بسته یک قاب عکس

 

رو دیوار ساعت همیشه خوابیده گلدون و پنجره هم دلشکسته یک زن بی هویت یک نامه ی

 

وصیت یک حلقه تو دست زن خسته.

 

رفتیو جات خالی شد تو خونه آتیشو باز کشیدی به جونم می دونم که حرفهای قشنگت

 

چیزی نیست جز اشک رو گونم آخ بازم داغت کوبید تو سینه یاد تو چقدر تو دل نشینه

 

خدایا کاری کن از بهشتت بتونه اشکهامو ببینه.

 

یک عشق نیمه کاره اشک های باز دوباره یک قبر بی ستاره میونه ی شب یک سینه ی

 

خرما از سنگ یک آدم غریبه سرده ولی می سوزه توی غم جایی لباش رو لب هاش رفت

 

و نشست سرجاش زد زیر گریه با یک بوسه از لب.

 

رفتی جایی که کسی ندیده زندگی و دنیا همش فریبه شک های بی راه غربت می دونم

 

اینجا هم غریبه یادته واست جون می سپردم الکی تو آغوش جون می دادم ولی تو یک

 

دفعه رفتی که بگی بازی رو برده ام.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 15:42  توسط بی تو غریبم  | 

روزی که می گفتی

 

روزی که می گفتی من با تو می مانم روزی که دانستی من بی تو می میرم

 

روزی که با عشقت بسته ی به زنجیرم بازنده من بودم این بوده تقدیرم

 

باور نمی کردم هرگز جدایی را من امدم با عشق این بی وفایی را

 

عاشق نبودی تو من عاشقت بودم در قبله گاه عشق بودی تو معبودم

 

آرام و آسوده در خواب خوش بودی یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم

 

من با نفس هایم نام تو رو را خواندم کاش این نفس هایم با تو بماند

 

عشق تو چون برگی در دست طوفان بود دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود

 

روزی به من گفتی دیگر نمی مانم گفتم که می میرم گفتی چه می دانم

 

باور نمی کردم هرگز جدایی را من آمدم با عشق این بی وفایی را

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 2:28  توسط بی تو غریبم  | 

خوشی نبینی

 

امیدوارم که بعد من خوشی نبینی. امیدوازم که هرچه کردی به سرت بیاد یک روزی بیاد

 

یک روزی خیر از عاشقی ندیدم ای خدا خوشی ندیدم گله دارم از ته دنیا رسیده باید بمیرم

 

که دیگه عاشق نباشم دیگه دلداه نباشم. نباشم که یک روز قصه رو آواره باشم.

 

مرگ من شده یک چاره واسه این دل بیچاره اونی که واسش جون می دادم دل رو کرده

 

پاره پارهوای با دروغی که تو بسته ی دلمو آسون شکستی با خودم گفتم که ای وای

 

بخدا چقدر تو پستی این چه دردی بود خدا جون دل رو کرده درو داغون با غم نبودنش

 

نوشته همیشه بشه پر از خون

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1390ساعت 21:56  توسط بی تو غریبم  | 

وصیت من

 

عکس عاشقانه فاتنزی

آهای آدم ها گوش بکنید وصیت من آهای شما که می گیرید رو دوشتون جنازه ی من.

 

دست های منو از توی تابوت بیرون بذارید تا که بودنند هیچی از این دنیا نبردم خالی اند.

 

 این دست های من. تو رو خدا موهای منو شونه نکشید تا که بدونند دست نوازش

 

می کشیدند رو سر من اگه کسی سراغمو ازتون گرفت تو رو خدا نذارید بره آخه اونه عشق من

 

بگید چشاش به در بود نیومدی سراغش بگید به یاد تو بود نیومدی سراغش بگید که پر پرت

 

بود نیومدی سراغش بگید که عاشقت مرد دیگه نیا سراغش.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 16:5  توسط بی تو غریبم  |